ناامیدی یکی از آن حسهایی است که شاید هر کدام از ما در لحظاتی از زندگی تجربه کرده باشیم. آن لحظات که به نظر میرسد دنیا ایستاده و همه چیز برخلاف خواستههایمان پیش میرود. اما اجازه دهید به شما بگویم: ناامیدی پایان مسیر نیست؛ بلکه گاهی میتواند آغازی تازه باشد.به عنوان یک کوچ، بارها با افرادی روبهرو شدهام که احساس میکردند در بنبست قرار دارند. شاید شما هم چنین حسی داشته باشید؛ اینکه تلاشهایتان بینتیجه بوده و دیگر نیرویی برای ادامه دادن ندارید. این حس طبیعی است، اما خبر خوب این است که میتوانیم از دل همین تاریکی، نوری جدید پیدا کنیم.ناامیدی گاهی نتیجه این است که اهدافمان را گم کردهایم یا توقعاتمان بیش از حد بلندپروازانه بودهاند. اینجا جایی است که میتوانیم مکث کنیم، دوباره نگاه کنیم و از خود بپرسیم: “چه چیزی واقعاً برای من مهم است؟” بازنگری در خواستهها و اولویتها، گاهی مسیر تازهای پیش پایمان میگذارد که حتی بهتر از مسیر قبلی است.یکی از مراجعینم که با چالشهای سنگین شغلی دستوپنجه نرم میکرد، روزی به من گفت: “احساس میکنم همه درها به رویم بسته شدهاند.” با هم کار کردیم تا بفهمیم که این حس از کجا میآید. او متوجه شد که بخشی از ناامیدیاش به دلیل تعریف نادرست از موفقیت بوده است. وقتی شروع به بازتعریف موفقیت کرد و روی قدمهای کوچک و دستیافتنی تمرکز کرد، توانست دوباره انگیزه و انرژی خود را پیدا کند.میدانم گفتن اینکه “ناامیدی موقتی است” شاید در لحظه کمکی نکند، اما باور کنید، این حس میتواند سکویی برای رشد شما باشد. ناامیدی فرصتی است برای بازنگری، برای تقویت اراده و برای کشف تواناییهایی که شاید هرگز فکر نمیکردید در شما وجود دارند.و حالا از شما میپرسم: در کدام بخش از زندگیتان احساس ناامیدی میکنید؟ آیا میتوانید به جای فرار از آن، با آن روبهرو شوید و ببینید چه درسی برای شما دارد؟ گاهی بزرگترین تحولات زندگی ما از دل سختترین لحظات آغاز میشوند.اگر در این مسیر نیاز به همصحبتی یا همراهی دارید، من اینجا هستم تا دستتان را بگیرم و به شما نشان دهم که حتی در تاریکترین لحظات، امید و روشنایی وجود دارد. این فقط یک مرحله است، نه مقصد نهایی.
